ميرزا أحمد الآشتياني ( مترجم وشارح : محمدجواد رودگر )
76
رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى )
ولايت الهى و ولايت اولياء الهى از آنجائى كه ولايت تكوينى و تشريعى چون ارادهء تكوينى و تشريعى بالذات و بالاصاله از آن خداى سبحان است و در آيات متعددى از قرآن به صورت مستقيم و غير مستقيم به آنها اشاره شده است « 1 » همه ولايتهاى عرضى و طولى از انبياء و اولياء عليهم السّلام سلب خواهد شد يعنى نه ولايت عرضى دارند و نه حتى ولايت طولى ، چه اينكه ولايت هيچكس ولايت اصيل و بالاستقلال نيست تا در عرض ولايت او كه اصيل و مستقل است باشد و چون خداى سبحان « احد » و « صمد » است ولايتش نيز خارج از حد و حصر است و هرگز به مقطعى خاص محدود نمىگردد تا از آن مقطع به بعد ، نوبت به ولايت ولى ديگرى برسد ، او صمد است و صمد خلائى را براى ديگران باقى نمىگذارد چه رسد به اينكه آن غير در رتبهء ثانى واقع شود لذا سؤال اين است كه پس ولايت اولياء الهى از انبياء و اولياء چگونه است ؟ پاسخ اين است كه براساس تفسير علامه طباطبائى رضى اللّه عنه در الميزان « 2 » و رسالة الولايه « 3 » ولايت تكوينى و يا تشريعى هر وليى در حقيقت « مظهر ولايت حق » است به اين معنى كه آن شخص ، مجلى ، و ولايت خداوند سبحان متجلى در آن مجلى است چنانكه قيامت ظرف ظهور ولايت حضرت حق است « هنالك الولاية لله الحق » اولياء الهى نيز مجلاى ولايت الهىاند . قرآن كريم نيز ولايت الهى را نامحدود دانسته و با دو بيان : الف . حصر ولايت الهى . ب . سلب و نفى ولايت غير خدا . از آن سخن به ميان آورده است مثلا در حصر ولايت الهى « فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ » « 4 » و « وَ هُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ » « 5 » و در بخش ديگر ( سلب
--> ( 1 ) . سورههاى : يس - 82 ، فصلت - 11 ، آل عمران - 83 ، نحل - 49 ، الرحمن - 29 ، قيامت - 16 . 17 ، بقره - 257 ، ابراهيم - 1 ، احزاب - 36 و . . . ( 2 ) . تفسير الميزان ، ج 10 ، ص 85 ، ج 7 ، ص 116 و 264 ، ج 14 ، ص 16 ، ج 15 ، ص 189 ، ج 20 ، ص 544 و . . . ( 3 ) . فصل اول و دوم و پنجم . ( 4 ) . سوره شورى - 9 . ( 5 ) . سورهء شورى - 28 .